تبليغاتX
گوین دیاری در دل کوه

داستان الگوهاي ذهني

"در اتاق ساكتي در مسافرخانه Millcroft نشسته ام، جايي آرام در ميان درختان كاج و در يك ساعتي شهر تورنتو.
بعد ازظهر يكي از روزهاي آخر جولاي است و من از چند قدم آنطرفتر صداي نااميدان ه اي مي شنوم كه حكايت از منازعة ميان مرگ و زندگي است.
مگس كوچكي است كه آخرين انرژيهاي زندگي كوتاهش را صرف اين تلاش بيهوده مي كند ت ا از شيشة پنجره عبور كند. صداي نالة بالهاي مگس، گوياي داستان غم انگيز استراتژي مگس است: "سخت تر تلاش كن." اما اين روش جواب نمي دهد.
در تلاش ديوانه وار، هيچ اميدي براي ب قا وجود ندارد . عجيب اينكه، تقلا ي مگس بخشي از ترفند تله است . اين مگس هر قدر هم كه تلاش كن د باز هم غير ممكن است كه بتواند از شيشه عبور كند . با اين وجود، اين حشرة كوچك، با تلاش و عزمي بي فرجام ، جان خود را در راه رسيدن به هدفش گذاشته است. اين مگس محكوم به فنا است. همان جا در لبه پنجره خواهد مرد.
در همين اتاق ، پنج قدم آنطرف تر، در باز است . فقط با ده ثانيه پرواز، اين مخلوق كوچك مي تواند به دنياي بيرون كه به دنبالش است برسد. فقط با بخش كوچكي از اين تلاش مي تواند از اين مخمصة خودخواسته، رهايي يابد. چرا اين مگس روش ديگري را امتحان نم ي كند، روشي كاملاً متفاوت؟ چگونه در اين ايده قفل شده است كه حتماً ا ين روش خاص بهمراه تلاش بي شائبه و مصمم، بهترين راه رسيدن به موفقيت است؟ چه منطقي در اينجا وجود دارد كه براي يافتن يك راه نفوذ، همان كارها را بيشتر تكرار مي كند تا بميرد؟ هيچ شكي نيست كه اين روش، منطقي ترين روش براي مگس است و متأسفانه ايده اي است كه او را خواهد كشت... ."

Price Pritchett نوشتة دكتر

با تشکر از اقای رضا زاده


به این مطلب امتیاز دهید


نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در پنجشنبه 26 آذر1388 ساعت 5:9 قبل از ظهر | لینک ثابت |

بارندگی 17 آذر 88 در گوین

بندر خمیر بودیم شنیدیم که گوین بارون اومده خمیر هم نم نم بارون می اومد ساعت 5/۱ با ماشین حرکت کردیم به سمت گوین نزدیک درگور که شدیم بارون یکم شدت گرفت و بعد از ربع ساعتی دوباره کم شد کهورستان رسیدیم از درگور بیشتر بارون اومده بود خلاصه رفتیم رسیدیم به رود خانه کراسوراخ دیدیم که رود خونه آب میاره یه ماشین هم پشت آب مانده بود ما جلو رفتیم دیدیم که می تونیم با ماشین از رود خونه رد شیم و رد شدیم کلیپش هم براتون گذاشتم ببینید. رفتیم تا انکه رسیدیم به رودخونه کهورزاهد اونجا آب زیاد شدت داشت اون طرف رود هم خیلی ها واسه تماشا آمده بودن خلاصه دیدیم از این یکی نمیشه گذشت پشت رود خونه نشستیم تا ناهار بخوریم جاتون خالی  هارما هرده و تن ماهی و خاویار و لوبیا  عجب صفایی داشت تو هوای ابری کنار رودخونه یک ساعتی که گذشت یه خورده از شدت آب کم شو بلاخره از این رود خونه هم گذشتیم تا رسیدیم به گوین خلاصه هوا تاریک شده بود نتونستم کامل براتون عکس بگیرم 

کلیپ بقیه تصویر در ادامه مطلب

رودخونه کراسوراخ      دانلود 

کلیپ رود خونه کهورزاهد   دانلود

کلیپ رود خونه کهورزاهد۲ دانلود 

کلیپ سر ریز شدن سد     دانلود

همه کلیپ ها در یک فایل ۴مگابایت دانلود

این مطلب رو فردای بارندگی آماده کردم که بزارم تو وبلاگ ولی اینترنت تا امروز قطع بود


ادامه مطلب

نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در پنجشنبه 19 آذر1388 ساعت 3:43 قبل از ظهر | لینک ثابت |

حکایت

 

روزی پادشاهی سنگی نسبتا بزرگ را بر گذرگاهی باریک قرار داد به گونه ای که ارابه ها و گاری ها و حتی گاه پیاده ها برای گذر از آنجا مشکل داشتند . خود نیز به کمین نشست تا و اکنش مردم را ببیند .

مدتها گذشت همه با درد سر از کنار سنگ رد می شدند و فقط به غر زدن اکتفا می کردند .

روزی پیرمردی روستایی از آنجا رد می شد و سنگ را دید . کوله بارش را زمین گذاشت و با زحمت زیاد سنگ را جابجا کرد و جاده را باز نمود ... ناگهان متوجه کیسه ای در زیر سنگ شد . کیسه را باز کرد . نامه ای بود و مقدار زیادی سنگهای قیمتی .

در نامه نوشته شده بود این پاداش کسی است که به جای غر زدن و اعتراض کردن به رزو گار زحمت عوض کردن اوضاع را به خود می دهد .

 

<<<<<<<<<<<<<<<ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ>>>>>>>>>>>>>>>>>


نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در دوشنبه 11 آبان1388 ساعت 0:49 قبل از ظهر | لینک ثابت |

اینم تصاویر هفتمین مراسم دانش آموزان برتر سال از طرف کانون برگ آزادی گوین

 

>>>>برای دیدن تصاویر بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید<<<<

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در یکشنبه 5 مهر1388 ساعت 5:13 بعد از ظهر | لینک ثابت |

تصاویری ار عید فطر یا همون حیید خودمون

خبرش رو فردا میزارم براتون  اول تصاویرو ببینید

>>>>برای دیدن تصاویر بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید<<<< 

 

 

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در یکشنبه 5 مهر1388 ساعت 4:49 بعد از ظهر | لینک ثابت |

جام رمضان بچه های گوینی در بندر خمیر

با شروع مسابقات جام رمضان در باشگاه فرهنگی ورزشی امواج بندر خمیر که  اولین مسابقه بین تیم  خروش و گوینجوان گوین بود که متاسفنه با نتیجه ۳ بر ۲ به سود تیم خروش به پایان رسید .  ۲ گل تیم گوین توسط احمد احمدی به ثمر رسید.ناراحت نباشید هنوز سه بازی دیگه داریم که انشاالله از گروهمون صعود می کنیم

لازم به ذکر است که خودم هم تو بازی اولی بازی کردم ولی نتونستم گل بزنم انشاالله بازی بعدی


نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در پنجشنبه 12 شهریور1388 ساعت 2:10 قبل از ظهر | لینک ثابت |

مسابقات فوتبال جام رمضان

مسابقات فوتبال جام رمضان در گوین از تاریخ ۲/۶/۸۸ با شرکت ۶ تیم به صورت دوره ای  آغاز شد که در اولین دیدار بین تیم های ملوان (علی درج ) و تیم استقلال ( ایوب درغال)  با نتیجه ۲ بر ۰ به سود ملوان به پایان رسید.

ملوان (علی درج)

استقلال ( ایوب درغال)

قنویی

پست بانک ( سلیمان نوربخش)

گوینجوان ( کرم دیولاغ)

ستارگان ( رستم غلامی )


نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت 8:48 بعد از ظهر | لینک ثابت |

اینترنت گوین دوباره قطع شد

به گزارش رسیده از دوستانمان از گوین اینترنت گوین دوباره قطع شد و علت قطع اینترنت اعتراض قنویی ها به تامین برق آنتن مرکزی وایرلس از قنویی و دزدیده شدن دویست متر از قابل برق آن می باشد.
نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در سه شنبه 3 شهریور1388 ساعت 8:45 بعد از ظهر | لینک ثابت |

حماسه نبرد کمالی با اژدها

نبرد کمالی با اژدها

 

کمال روزی به اژدرگشت درگیر                          غضبناک ناک گشت وخشم آلودچون شیر

چنان برفرق وی زد سنگ سنگین                          که خون از تنگ ساوات گشت سرازیر

* * * 

همان لحظه نهیبی داد به اژدر                               که ای مار سیاه ستمگر

به زودی از سرراهم برون شو                                 وگرنه دست زنم برقبض خنجر

* * *

بخندید اژدهای تنگ ساوات                                        زجابرخیز که عمرت رفته برباد

حدود یکسال ونیم یاکه بیشتر                                     نخوردم هیچ گوشت آدمیزاد

 

!!!!!!!!!منتظر ادامه شعر باشید!!!!!!!!!!!


نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت 11:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |

خبر

 >>>  بلاخره روکشی جاده  اسفالت گوین شروع شد .

>>>   بعد ازمدتها انتظار بلاخره روکشی جاده گوین ازدوراهی کیشی تا ورودی روستا آغار شد که باعث خوشحالی ماشین داران شده است .

>>>   مسولین روستابایستی جهت حل مشکلات خشک سالی روستا  فکری کنند .

>>>   کلاس اینترنت همچنان باحضور گسترده جوانان روستای گوین درمحل کانون برگزار میشود .


نوشته شده توسط عماد الدین احمدی در یکشنبه 18 مرداد1388 ساعت 11:14 بعد از ظهر | لینک ثابت |

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ gevin محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم